محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
420
الحياة ( فارسي )
چنگال فقر و چشيدن دردهاى آن ، به ايستادن در مقابل فقر . . . و تلاش براى رهايى يافتن از چنگال اين بلا برنمىخيزند ؛ بلكه آنچه افراد و ملَّتها را به اين تلاش وادار مىكند ، آگاه شدن از زيانهاى فقر ، و اشراف يافتن بر آثار ويرانگر آن است - ويرانگر موجوديّت انسانى انسان - و توجّه كردن به نتايج منفى بزرگ و جبران ناپذير آن . پس از ملاحظهء اين موضوع ، بژرفى درمىيابيم كه چرا احاديث و تعاليم اسلامى تا اين اندازه به بيان آثار بد و شوم و ويرانگر فقر - به صورتهاى گوناگون و با رنگهاى متنوّعى از بيان و آموزش - پرداختهاند ؛ براى اينكه مردمان را براى نبرد كردن با فقر و آثار آن - به هر صورت كه روى كند و ديده شود - بسيج كنند . و همين هدف ، مؤلَّفان كتاب « الحياة » را بر آن داشت تا اين فصلهاى مربوط به مبارزه بر ضدّ فقر را براى اين كتاب تنظيم كنند ، و مردمان را - با استناد به آيات و احاديث - از آثار مهلك فقر ، و پيامدهاى آن كه ويرانكنندهء بنياد فضيلت و دين و اجتماع و انسان و عدل است ، هر چه بيشتر آگاه سازند ، و آنان را به نبرد با فقر . . . و علل آن و مسبّبان آن برانگيزند . بدانيد كه ارزشهاى اسلامى فقر را تأييد نمىكند و آن را نمىپذيرد ، بلكه بر آن است كه فقر و ناكامى را براندازد ، تا در اجتماع اسلامى نيازمند و ناكامى ، خواه مسلمان يا اقليّت - چنان كه در حديث منقول از - امام امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب « ع » آمده است « 1 » - باقى نماند . و اينها ارزشهايى است كه « زندگى حق ، در طبايع همه چيز ، و مظاهر همهء سنّتها ، به آنها بستگى دارد » ، و براى تمدّن انسان چيزى فاجعه آميزتر از فراموش كردن آنها نيست . و ما با حركت از موضع اين مبادى و اصول قرآنى محمّدى و اسلامى علوى ، در اينجا ايستارى استوار اختيار كرديم ؛ و اين مبادى و اصول را محور اصلى حركت آگاهانهء خويش قرار داديم ، « تا حقّ ارزشهايى كه در شرف از دست رفتن است ادا شود ؛ زيرا كه چون اين
--> « 1 » « كافى » 8 / 32 ؛ « مستدرك نهج البلاغه » / 31 ؛ نيز - فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) .